شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 12 اردیبهشت ماه سال 1391

حاکمان حجاز

در منابع رسمی بنیانگذار سلسله سعود را شخصی بنام سعود بن محمد بن مقرن از بنی حنیفه، یکی از طوائف عتوب معرفی می کنند که قبیله اش در مرکز شبه جزیره و شمال عربستان به دامداری و راهزنی می پرداختند. از این قبیله آل صباح و آل خلیفه و بنی خالد نیز منشعب می شود که پادشاهی کویت، قطر و بحرین را در حال حاضر بر عهده دارند. اگرچه در بعضی موارد غیر رسمی نظیر کتاب تاریخ آل سعود ناصر السعید _که چندی پس از انتشار کتابش ترور شد_ او را به اعراب یهودی بنی قینقاع که در مدینه زندگی می کردند و در قزوه احزاب با مشرکان مکه متحد شده بودند نسبت می دهند. بدین صورت که سعود فرزند محمد فرزند ماک رن (مقرن) فرزند مردخای (مرخان) فرزند ابراهیم فرزند موشه بوده و این مردخای در بصره زندگی می کرده تا سال 851 و با کاروانی از قبیله عنزه از تیره مسالیخ به نجد مهاجرت می کند و در قصیم سکنی می گزیند.

.....

*****

شورای بیعت

شورای بیعت عربستان سعودی طی فرمانی 25 ماده ای در سال 2007 توسط ملک عبدالله تاسیس شد تا بوسیله آن ساز و کاری برای انتخاب ولیعهد عربستان بوجود آید و بعضا ریشه آنرا اختلافاتی که بر سر تعیین عبدالله برای جانشینی توسط فهد بوجود آمده بود عنوان می کنند . ساختار تعیین ولیعهد در شورا اینچنین است که پادشاه سه تن از شاهزادگان را بعنوان کاندیدا برای جانشینی معرفی می کند و شورا یکی را از بین آن سه انتخاب می نماید. البته شورا حق دارد فهرست سه نفره شاه را رد کند و بجای آنها شخص مورد نظر خود را معرفی کند که در این حالت ولیعهد در نتیجه انتخابات شورا انتخاب می شود. در حالتیکه ملک شخص معرفی شده توسط شوری را رد کند؛ مجددا در شوری بین کاندیدای پادشاه و کاندیدای هیئت بیعت رای گیری خواهد شد و....

*****

*****

آل الشیخ

آل سعود علاوه بر تکیه بر سیستم امنیتی و نیروی نظامی و استفاده از قدرت سخت در داخل عربستان، عمده اقتدار خود را بوسیله خاندان آل الشیخ بدست آورده اند و به همان وسیله نیز آن را تداوم بخشیده اند. آل الشیخ که فرزندان محمد بن عبدالوهاب اند و منظور از شیخ همان محمد عبدالوهاب است بزرگترین خانواده متحد آل سعود در عربستان هستند که ریاست مذهب وهابیت را برعهده دارند و در حال حاضر عبدالعزیز بن عبدالله مفتی اعظم عربستان و امام جمعه حرم مکی شریف است. بزرگ خاندان آل شیخ محمد بن ابراهیم مفتی کشور عربستان بود که فیصل با استفاده از نفوذ وی توانست سعود راعزل کند. لکن فیصل که از جانب مادر منسوب به آل شیخ است خود در سنین جوانی با دایی اش محمد بن ابراهیم در زمینه روابط با انگلستان اختلاف پیدا کرد.

....

*****

آل سعود بواسطه مسئله جانشینی دچار بحران بقا شده؛ در داخل با مسئله مشروعیت مواجه و در فضای بین المللی نیز با حمایت از دیکتاتورهای منطقه مقبولیت خود را از دست داده است. لاکن همچنان سعی در حفظ وضع موجود با توسل به نیروهای خارجی و دخالت نظامی در کشور های همسایه دارد که خود به تخریب پایه های حکومت آنها دامد زده است....

شنبه 28 آبان ماه سال 1390

این موش دوست نداشتنی!

افلاطون در کتاب جمهوری خود می‌گوید: نخستین وظیفه ما این است که سازندگان حکایت را تحت مراقبت قرار دهیم. اگر داستان خوبی ساختند، آن را بپذیریم و اگر بد ساختند، آن را رد کنیم. سپس پرستاران و مادران را وادار کنیم تا تنها حکایتی را که پذیرفته ایم، برای کودکان نقل کنند و متوجه باشیم پرورشی که روح اطفال به وسیله حکایت حاصل می‌کند، به مراتب بیشتر از تربیتی است که جسم آنها به وسیله ورزش پیدا می‌کند.


......


میکی ماوس در رسانه ملی

چندی پیش رسانه ملی در کمال تعجب اقدام به پخش تبلیغ شرکت دلپذیر با استفاده از یکی از نمادهای نظم نوین جهایی نمود که در آن خریداران محصولات دلپذیر به سفر به دیزنی لند وعده داده شده بودند. مجموعه تفریحی معظمی که کمپانی صهیونیستی والت دیزنی بر پایه تولیدات کارتونی خود بنا نموده و در آن شخصیت های کارتونی را خارج از انیمیشن به نمایش درآورده است.

در حالیکه در تمام جهان و علی الخصوص قلب نظام نوین جهانی مردم علیه آن و هرم قدرت بین المللی دست به اعتراض زده اند. صدا و سیمای جمهوری اسلامی که سی سال پیش تر از سایر ملت ها علم مبارزه با این سیستم فراگیر شیطانی را برافراشته بود برای والت دیزنی که از نماد های غرب سکولار محسوب می شود تبلیغ کرد. تبلیغی که ذهن هر بیننده آگاهی را به خود مشغول می دارد. چرا که در دو حالت ممکن است این اتفاق افتاده باشد. اول اینکه با اطلاع دست اندرکاران از اینگونه موارد چنین اتفاقاتی در تلویزیون رخ می دهد که طبق اصل برائت امید است که اینچنین نباشد و دوم اینکه مدیران از آن بی اطلاع اند که با توجه به اهمیت رسانه و مخصوصا تاثیر آن بر کودکان و نوجوانان غیر قابل قبول است که این عرصه مهم با بی اطلاعی مدیریت شود. زیرا در حالیکه مدیران این بخش مهم از چنین مواردی غافل اند و یا اطلاعی از عمق آن ندارند؛ دشمن در حال فعالیت و برنامه ریزی کلان و عمده است و غافل نمی شود. دیالوگ معروفی در مجموعه هری پاتر _که اتفاقا آن هم از محصولات والت دیزنی ست و حرف و حدیث در باب آن بسیار است و نمایش آن با واکنش کلیسای کاتولیک روبرو شد _ هست که: ارباب تاریکی استراحت نمی کند!

اگرچه تبلیغ کالاهای صهیونیستی در رسانه ملی قبلا هم رخ داده بود اما در این مورد خاص حساسیت بسیار بیشتری بوجود می آید و بیم آن می رود که در رسانه روندی ناخواسته و یا خدای ناکرده خواسته در حال طی شدن است که نتایجی غیرقابل انکار و زیانبار به همراه خواهد داشت.


......


امپراطوری صهیونیستی

 

مایکل ایسنر رئیس و مدیر اجرایی پیشین این شرکت، یهودی و با گرایش های صهونیستی است. امپراتوری دیزنی, تلویزیونی "تاچستون" و تلویزیون "بوئنا ویستا" و نیز شبکه‌های کابلی با مجموع 100 میلیون مشترک را در بر می‌گیرد. در حوزة فیلم‌های سینمایی، گروه تصاویر متحرک والت‌دیزنی، وابسته به استودیو والت دیزنی، توسط "جوزف اروس " که یک یهودی است اداره می‌شود. "همچنین والت دیزنی پیکچرز "، "تاچ استون " و "کاروان" نیز شرکت‌های فیلم‌سازی وابسته به این گروه هستند. "اروس "،  "کاروان پیکچرز " را در ژانویه 1993 راه‌اندازی کرد و هدایت آن را به همکار یهودی خود "راجر برنبائوم " سپرد. شرکت "میراماکس فیلم " نیز متعلق به دیزنی است و توسط برادران وینستین، هاروی و باب، اداره می‌شود. این دو برادر فیلم‌های بسیار مبتذلی همچون "بازی گریه‌دار " "کشیش " و "بچه‌ها " را ساخته‌اند. در سال 1995 کپمانی والت دیزنی نوزده میلیارد دلار برای به کنترل در آوردن شبکه ABC پرداخت. این کار دیزنی را به بزرگترین غول رسانه ای تبدیل کرد و فردی که دیزنی را رهبری می نمود ، یعنی مایکل ایسنر (M.Eisner)را به قدرتمندترین مرد رسانه های جهان مبدل ساخت. او از یهودیان با گرایش شدید صهیونیستی در آمریکا است. این شبکه دارای ده ایستگاه تلویزیونی در بازارهای بزرگی همچون نیویورک, شیکاگو, فیلادلفیا, لس‌آنجلس, سان فرانسیسکو و هوستون است. علاوه بر این موارد, این شرکت 225 ایستگاه تلویزیونی دیگر در ایالات متحده داشته و بخشی از سهام چندین شرکت تلویزیونی اروپایی را نیز در اختیار دارد. استفن بارنشتین، رئیس و مدیر اجرایی شبکة کابلی ESPN وابسته به ABC نیز یهودی است. این شرکت همچنین بخشی از سهام شبکه‌های تلویزیونی کابلی A-E, Lifetime  را در اختیار دارد؛ که هر کدام از این شبکه‌ها بالغ بر60 میلیون مشترک دارند. شبکة رادیویی ABC , 26 ایستگاه رادیویی AM و FM در شهرهای بزرگی همچون نیویورک, واشنگتن و لس‌آنجلس، و نیز بیش از 3400 ایستگاه در دیگر شهرها در اختیار دارد. اگرچه ABC/Capital Cites بیشتر یک شرکت رادیو تلویزیونی است، امّا تنها در سال 1997 در حوزة چاپ و نشر درآمدی بالغ بر یک میلیارد دلار داشته است.

 

در سال 2005 نیز مایکل آیزنر جای خود را به  روبرت ایگر یهودی، با گرایش صهیونیستی داد. در این میان تامین اعتبارات کلان از بنیادهای صهیونیستی و علی الخصوص آیپک که بزرگترین بنیاد یهودی صهیونیستی حامی اسرائیل است نیز نکته ای قابل توجه و تامل در رابطه با محصولات این کمپانی است که درآمد حاصل از تولیداتش، آنرا از کمک های مادی دیگران بی نیاز می کند.

.....

جمعه 22 مهر ماه سال 1390

از بنده خدا به "کارگردان دیدبان"

جناب حاتمی کیا سلام
مصاحبه خودتان با شهروند امروز را با خستگی تمام کردید. حرفم را با شما با همان خستگی شروع می کنم. آقای حاتمی کیا فقط شما نیستید که حالی برای این حرفها ندارید! من هم خسته شدم. امثال من هم خسته اند! کلا همه مردم این شهر خسته اند. دیده بان هم خسته است و سعید هم. خسته ایم از بس نوه امام و شاگرد آوینی و صحابی پیغمبر دیدیم که صدایش را در گلویش می اندازد و عرض خود می برد و بیچاره حتی زحمت ما هم نمیدارد! خسته ایم از بس نجات سرباز رایان و گلوری و کاپیتان آمریکا دیدیم و حسرت وطنی اش را خوردیم! خسته ایم از دیدن کوهستان هایی که هالیوود از کاه ساخته و مشت کاهی که کارگردانهایمان از کوه میسازند. خسته ایم از دیدن شهدای آمریکایی راه آزادی در ویتنام و عراق ! و ندیدن شهدای راه خدا در اروند. خسته ایم از مقایسه قهرمانهای سرافرازی که یانکیها در راه آبروی نداشته آمریکا می سازند و چهره های مشمئز کننده ای که در ارتفاع پست و امثال آن شما و امثال شما از پاسدارن عزت این مملکت ساخته اید. آقای حاتمی کیا عزت را آن پاسداری دارد که به هر قیمتی حاضر نمی شود شرف وطنش را به رفاه طلبی هموطن اش بفروشد. خسته شدیم از از بس هرکس یک کاردستی برایمان ساخت پشت چشمش را هم برایمان نازک کرد. خستگی ما اما با خستگی شما فرق می کند . آقای حاتمی کیا حتی اگر نمی گفتید خسته اید هم از لحن کلامتان معلوم بود از فیلم هایتان هم. شما که  یکی دو تا کاردستی برایمان ساخته اید و حالا خسته شده اید احتمالا اگر حماسه ای مثل نجات سرباز رایان ساخته بودید پس از اکرانش شهید می شدید! ولی راه آوینی اتفاقا از ان راه هاییست که خسته که می شوی باز میمانی. قافله است و بیابان، باز که ماندی حرامی ست از پس.
جناب حاتمی کیا بقول شما "حکایت ما شبیه بچه هامونه که تازه قد کشیدن" با این فرق که بچه های قصه ما بعضی وقتها یادشان میرود چه کسی بزرگشان کرده و کجا بزرگ شدند. آقای حاتمی کیا شما که به گفته خودتان حقوق بگیر "هیچ دم و تشکیلاتی نیستی" برایمان بگویید معنی گرفتن تنها در دو نوبت پانصد میلیون تومان از بنیاد فارابی و دویست میلیون از سازمان ملی جوانان چه چیزی می تواند باشد؟ شاید هم البته شما حقوق به چیزی می گویید که ماه به ماه به حسابتان بریزند. جناب حاتمی کیا خودی بودن و دشمن بودن همچنان همانهاست که قبلا بوده فرقش این است که دشمن از آن 1200 کیلومتری که می گویید چندین سال است که گذشته و در درون مرز ها هم آنهایی که به دشمن پیوسته اند حواسشان نیست و همچنان فکر می کنند خودی اند  والا این چاقو دسته خودش را نمی برد.
آقای حاتمی کیا من به اینکه این فیلم شما چه منظوری داشته کار ندارم اما آدمی که برای دل خودش فیلم میسازد گیج نمی زند وقتی معیار دلش با معیار دیگران فرق می کند. میرود یک گوشه و با دل خودش فیلمش را میبیند. به علاوه مخاطب سطل زباله نیست که شما دردتان را با او تقسیم کنید. اتفاقا هنرمند است که باید درد مخاطبش را کم کند و باری از روی دوش او بردارد.  اگر برای دل این ملت ساخته بودید شاید می شد فکری برایش کرد اما فکر نمی کنم حرفی برای گفتن باقی مانده باشد. شما را با دلتان تنها می گذاریم! راستی بنظر شما چرا جنابان حاتمی کیا ها  فکر می کنند ما باید معیار هایمان را با آنها هماهنگ کنیم نه آنها ساخته هایشان را با ملت و اینکه چرا محصولشان  منشور زندگی مردمشان است و آینه تمام نمای خوبی ها و بدی ها؟ چرا مردم قمر اند و هنرمند اینچنینی زمین که باید بدورش بچرخند؟ چرا فکر می کنند اگر آیندگان ابداعات آنها را از ذست بدهند مظلوم مانده اند وبهشان خیانت آشکار شده؟ آقای حاتمی کیا محض رضای خدا از کی سلیقه کارگردان گزارش، شده است راه صاف و سلیقه دیگران کج و کلا دیگران در سراشیب مهندسی شده سقوط؟ حکایت عروس است و زمین کج و...!
 آقای کارگردان، این روز ها  از هنر، بارکشی کسی نمی خواهد؛ انجام وظیفه می خواهد. صداقت و راستگویی می خواهد. حق گویی میخواهد. بصیرت می خواهد! آقای کارگردان، ملت حافظه اش خوب است. خودش خاطراتش را نگه میدارد. حواسش هست  که مادر حاتمی و اخراجی های ده نمکی و دیده بان حاتمی کیا را به فرزندانش نشان بدهد و فرزندانش به فرزندانشان و فرزندانشان به آیندگانشان. آقای حاتمی کیا اصولا این ملت کارهایش را خودش انجام میدهد. با فقدان امام که خود انقلاب بود کار خودش را کرد. بدون یار امام هم که  میگفتند ستون انقلاب است کارش را دارد می کند. همای جاودانگی ست لا یصطاده العناکب! شما که دیگر بقول خودتان خاطره می گویید برای این مردم!
جناب حاتمی کیا این گربه بی وفا نیست. این گربه یادش مانده حتی آرشی را که شاید هم افسانه باشد. این گربه مجسمه این آرش را در شهرها می سازد و شبها قصه اش را برای بچه هایش می خواند. آرشی را که یک تیر بیشتر نینداخت و بخاطر همان کشته شد اما همان یک تیر را به سوی دشمن انداخت. عجب اما از انهایی که چند تیر به سوی دشمن انداخته اند و چندین و چند تیر به سود دشمن و همچنان انتظار دارند این گربه دستشان را بلیسد! گربه پای آرش را هم میبوسید اما کثیف شده اند این دستها دیگر. نگاه کردنی هم نیستند.

جمعه 4 شهریور ماه سال 1390

حرب الرمضان

در 9ام رمضان سال 1393 هجری قمری آخرین جنگ بین اعراب و اسرائیل روی داد که در بین مسلمانان به حرب رمضان یا عملیات بدر و در بین یهودیان بعنوان یوم کیپور از آن یاد می شود چرا که آغاز آن روز عید کیپور یا آمرزش یهودیان بود و اعراب روز تعطیل اسرائیل را برای غافلگیری دشمن انتخاب کرده بودند.

ژنرال مصرى 6اکتبر وعید یوم کیپور یهودیان را برای حمله انتخاب کرد که در آن ارتش اسرائیل کاملا منفعل و سرتاسر اسرائیل و حتی رادیو اسرائیل تعطیل بود. با شروع دستور حمله ، صدها غواص با لباس قورباغه اى از عرض کانال گذشته و ضمن خنثى سازى مینها بادینامیت بخشى از دیوار بارلو را منفجر کردند. بلافاصله کماندوهاى زمینى وارد عمل شده و سربازان غافلگیر شده اسرائیلى را از سر راه برداشتند و بیش از ۲۴۰ سرباز اسرائیلی را به اسارت گرفتند. ظرف ۶ ساعت ۲۵ سنگر از ۳۳ سنگر مستحکم بارلو سقوط کرد وپیش از آنکه اسرائیل بتواند نیروهاى ذخیره خود را به میدان بفرستد شاذلى با ایجاد ۸ پل بزرگ در شب هزاران سرباز و صدها تانک را در شرق سوئز پیاده نمود. با شکست نیرو های مرزبانی هواپیماهای اسرائیلی برای بمباران صحرای سینا پرواز کردند اما مصری ها با نصب 50 سایت موشکی سام روسی در سه روز اول جنگ 47 فروند هواپیمای اسرائیلی را سرنگون کردند که موجب صرف نظر تلاویو از استفاده از نیروی هوایی در نبرد شد. و این امر موجب شد که مصر به راحتی انتقال 70 000 پیاده و 700 تانک

را به صحرا وارد نماید.

در جنگ ۱۹۷۳ نیز مانند اکثر جنگهاى برق آسا، تکلیف جنگ در همان ۷۲ ساعت اول مشخص شده بود. ژنرال شاذلى مى دانست که جبهه اصلى نبرد غرب صحراى سینا و خط بارلو است. جبهه هاى اردن وجولان (در جنوب سوریه) همه جبهه هاى فرعى بودند. بنابراین او به این معتقد بود که مصر باید از این فرصت طلایى استفاده کرده و خود را به جنوب اسرائیل برساند تا دست بالا را در جنگ داشته باشد. اما در قاهره سادات اصلاً چنین خیالى نداشت. او معتقد بود که باید قواى مصرى با نفوذ به عمق ۲۰ کیلومترى صحراى سینا موضع پدافندى اتخاذ کنند. درخواستهاى مکرر ژنرال مصرى براى اجازه فتح ۳ گذرگاه قفقفه، قیدى و متیلا که شاه کلید فتح کل صحرا بودند مورد بى توجهى قاهره قرار گرفت و ۳ هزار کماندوى مصرى در روز ۸ اکتبر به جاى تصرف مناطق استراتژیک مذکور دستور استراحت گرفتند. امری که بدلیل ترس یا خیانت سادات شکست اعراب را در تمام جبهه ها موجب شد...

همین مساله فرصت مناسب را برای تجدید قوا و ضد حمله اسرائیل بوجود آورد. در ۹ اکتبر ۲ واحد زرهى اسرائیل حمله به مصریها را آغاز کردند اما تلفات سنگین آنها سبب ناموفق ماندن عملیات شد. اسرائیلى ها در روزهاى بعد نیز در چند نوبت حملات زرهى عظیمى را علیه مصریها سامان دادند. کسى گمان نمى کرد واحدهاى زرهى مصرى از این نبردها جان به در ببرند چرا که اسرائیل در این نبردها از تانکهاى ام ۶۰ و ام ۴۸ آمریکایى بهره مى برد که جدیدترین محصولات زرهى آمریکا بودند. اما موشک هاى آر.پى.جى و ساگر روسى جهنمى واقعى را براى تانکهاى مذکور ایجاد کردند. در مجموع ظرف یک هفته اول جنگ اسرائیل یک سوم تانکهاى خود را از دست داد حال آنکه مصریها در همین زمان تعداد تانکهاى خود را در صحرا به ۱۲۵۰ دستگاه رسانده بودند.

متن مباحثات گلدا مایر با ژنرال موشه دایان در این روزها حاکی از آن است که این مقام ارشد نظامی اسرائیل به‌شدت هراسان شده و بارها «ابراز اطمینان» کرده است که «اعراب این بار قسم خورده‌اند که کشور یهودی را نابود کنند».موشه دایان نیز از ضعف نیروهای خود، کمبود نیروها، تلفات بسیار در کانال و کارآزمودگی سربازان عربی گزارش می‌دهد و از جمله در گزارش روز هفتم اکتبر سال ۱۹۷۳ می‌گوید که «فکر نمی‌کردم که اینها این قدر خوب بجنگند، با آن سال (نبرد شش‌روزه) کاملا فرق کرده‌اند… در مورد توان خودمان اغراق کرده بودم» وی همچنین به نیروهای اسرائیلی فرمان داده بود که زخمی ها را رها کنند که این خود وخامت اوضاع اردوی اسرائیل را به خوبی نشان میدهد. .

روز 14 اکتبر وقتى بالاخره قاهره با درخواست شاذلى براى عبور از گذرگاه هاى استراتژیک متیلا و قفقفه موافقت کرد ۸۰۰ تانک و ۷۰ هزار نیروى مصرى خود را در برابر ۶۰۰ تانک و ۱۵۰ هزار سرباز اسرائیلى دیدند. ژنرال آریل شارون در گذرگاه صعب العبور مذکور منتظر این اشتباه مصریها بود. در حقیقت مصر ۶ روز حیاتى را از دست داده بود و اکنون قواى مصر در منطقه دست پایین را داشت. ظرف چند ساعت ۱۰۰۰ تانک از طرفین به نسبت یک به ۳ به نفع اسرائیل در آتش سوختند و مصریها کاملا متوقف شدند....

خیانت رئیس مصری در جنوب این فرصت را به اسرائیل داد که با تجدید قوا رو بهغرب آورد و شکست های پی در پی را جبران کند و تا نزدیکی دمشق پیش برود.
عراق مراکش عربستان سعودى، کویت و فلسطین نیروهایى به استعداد ۲ تا ۳ لشگر را به سوریه اعزام کردند وبا تقویت ۶۰ هزار نیروى سورى با ۹۳۰ تانک مواضع اسرائیل را در جولان (که از ۱۹۶۷ اشغال شده بود) مورد حمله قرار دادند. نیروهاى سورى در روزهاى اول جنگ با عبور از میادین مین، ۲۳ کیلومتر داخل خطوط دشمن نفوذ کرده و به پشت دروازه شهر «ال عال» در شمال اردن رسیدند. ۱۵ هزار نیروى اسرائیلى در این عملیات از هم پاشیدند و ۶۸ سرباز اسرائیلی  نیز به اسارت گرفته شدند. امواج حملات هوایى اسرائیل نیز در برابر موشک هاى سام متحمل ۳۵ فروند تلفات شدند. ...

چهارشنبه 12 مرداد ماه سال 1390

دولت های تحصیلدار پاتریمونیال عرب

آنچه انقلاب مردم تونس را از غرب به مراکش و از شرق به بحرین تسری داده و در این بازه جغرافیایی حاکمان عرب را به وحشت انداخته است ظرافتهایی دارد که دلیل هراس بیش از اندازه آل سعود را در به جان خریدن نفرت افکار عمومی در قبال حفظ این رژیم ها مشخص می نماید. در اصل آن چه که زمینه به خواب رفتن کشور های منطقه را در چند دهه اخیر فراهم کرده و به بیداری اسلامی و انقلاب های پی در پی منجر شده ساختار قدرت در این کشور هاست که صرف نظر از شکل ظاهری پادشاهی یا جمهوری بودنشان در همه آنها یکسان است. عاملی که علارغم تفاوت های بسیار در شاخص های توسعه نظیر میزان سواد و درآمد ملی موجب نوعی خلسه طولانی مشابه در این جوامع شده و در آخر برای این ملت ها راه چاره ای جز انقلاب باقی نگذاشته است.

در این کشور ها بیشترین تاثیر گذاری را برای مشروعیت بخشی به تقسیم قدرت. نظام قبیله ای جدای از حسن و قبح آن دارد که قرنهاست در میان اعراب وجود داشته و تقریبا می توان گفت هویت آنهارا تشکیل می دهد. نظام قبیله ای نتیجه اش رفتار و کردار در چارچوب قبیله است و قبیله بعنوان دژی در میان بیابان می ماند که بیرون از آن چیزی جز آوارگی و تباهی در انتظار افراد وجود ندارد و در نتیجه پدر خانواده را به حاکم مطلقی بدل می کند که حیات فرزندانش در گرو اطاعت بی چون و چرای از او است . پس در وهله اول نظام های سیاسی منطقه رژیم هایی پاتریمونیال یا پدر سالار اند که ابتدایی ترین ساخت سیاسی است و سلطه موروثی در آن قدرت را از طریق دستگاه عریض و طویل اداری به شکلی اجبار آمیز اعمال می کند. سامانه ای که اجزای آن را همان خانواده تشکیل می دهند که این بار بصورت مامورین حکومتی درآمده اند. در سنخ شناسی رژیم های سنتی وبر پاتریمونیالیسم را مترادف سلطانیسم تلقی می کند که البته نظام سلطانی را حالت افراطی آن می داند که در آن سلطه بر پایه اراده شخصی قرار گرفته و راس هرم آن اعم از شاه رییس یا حاکم و یا هر عنوان دیگری از تمامی قید و بند های نظام سنتی آزاد است و لذا بجای اعمال قدرت رسمی و قانونی روابط وفادارانه و چاکرمنشانه و وابستگی های خصوصی شبکه اصلی ارتباطات حکومتی را شکل می دهند که در عمل شامل روابط غیر حکومتی نیز می شود چونانکه در بعضی کشور های عربی تیم های ورزشی نظیر الاهلی عربستان نیز به خاندان حاکم تعلق دارند. در این نوع نظام ها بوروکراسی های اداری و سیاسی مطلقا به مثابه ابزار و سازمان های خصوصی در اختیار انحصاری پادشاه قرار دارد.

در نتیجه نظام قبیله ای طبقات اجتماعی مستقل از حکومت بوجود نمی ایند فلذا بر خلاف نظام های سلطنتی اروپای غربی که در آنها پادشاه نسبت به اشراف دیگر پاسخگو بود قدرت موازی شکل نمیگیرد که خود بقای مطلق بودن حاکمیت را تضمین می کند.

این نوع حاکمیت سیاسی نظام سرمایه داری ناقص و دلال صفتی را بوجود میآورد که از تقسیم ثروت در جامعه و بوجود آمدن نهاد های مستقل که در نتیجه آنها نظام  اجتماعی و به تبع آن نظام سیاسی تغییر کند جلوگیری می کند و همین مسئله نظام سلطانی را مستحکم تر می نماید.

در این نوع حکومتها شخص حاکم از طریق سازمانها و روابط شخصی حکومت می کند و نه نهاد های رسمی و حتی اگر سامانه مشارکت قانونی رسمی هم وجود داشته باشد  جنبه صوری و فرمایشی خواهد داشت که در نتیجه حاکم را به قانون بی تعهد می کند. بدین ترتیب قدرت نیز به نسبت وفاداری به شاه تقسیم می شود و از آنجا که در مسیر رسیدن به قدرت به راس هرم توجه می شود و نه به قائده آن که مردم اند. لذا پس از رسیدن به قدرت نیز توجه ارکان حکومت به بالاست و همچنان حقوق مردم زیر پا گذاشته می شود.

ویژگی دیگر نظام های پاتریمونیال خاورمیانه تلاش حاکمان در بدست آوردن حمایت مذهب و مشروع و الهی جلوه دادن حاکمیت خود و به عبارت دیگر داشتن ارتباط با سرمنشا هستی است و القابی نظیر خادم حرمین شریفین در عربستان سعودی و پیشوند امیرالمومنین در مغرب شاهد همین امر است. بعلاوه اکثریت اهل سنت مردم منطقه بجز در مورد بحرین و فقه سیاسی آنها که حاکم را صرف نظر از شکل آن و نوع به حکومت رسیدنش فقط بخاطر حاکمیتی که دارد و تعهد انجام احکام اسلامی مشروع می دانند نیز زمینه پذیرش الوهیت سلطان را تقویت می کند و در اصل حاکمیت نقش خی

خلاصه آنکه ویژگیهای پاتریمونیالی رژیم های منطقه نظیر تمرکز یکجانبه قدرت در دست پادشاه و نبود نهادهای مشارکت قانونی کنترل کننده قدرت و سیاست . گسترش روز افزون بوروکراسی های اداری و ناکارآمد و فاسد بودن آنها . وجود فرآیند تصمیم گیری غیر عقلانی  و فقدان پایگاه توده ای در میان مردم و اتکا به نزدیکان و خویشان و سازمان های غیر رسمی اطلاعاتی و امنیتی که نتیجه آن وابستگی به قدرتهای خارجی است این نوع نظامها را به شدت آسیب پذیر ساخته و بهمین دلیل طیف وسیعی از مخالفتها و مقاومت های پنهان بوجود می آید که هیچ عکس العملی برای حکومت در شرایط بحرانی جز استفاده از امکانات نظامی و قهر آمیز و بعضا توسل به نیروهای خارجی نظیر آنچه در بحرین رخ داد باقی نمی گذارد که خود مخالفین را در مخالفت خود ثابت قدم تر می نماید و عکس العملی از پیش شکست خورده است.

از دیگر ویژگی های این نظام ها تحصیلدار بودن آنهاست. یعنی دولت در بعد اقتصادی از مردم بی نیاز است و در اصطلاح از رانت استفاده می کند. رانت به مثاه یک اصطلاح اقتصادی به درآمد هایی گفته می شود که بدون زحمت و تلاش یدی و فکری بدست میآید. بهمین دلیل اقتصاددانان بین منابع درآمدی غیر تولیدی یعنی همان منابع زیرزمینی و خدادادی که منبع درآمد بسیاری از کشورهای جهان سوم را تشکیل می دهند با در آمد های ناشی از تولید و مالیات تمایز قائل اند. به عبارت دیگر رانت به درآمد هایی گفته می شود که یک دولت از منابع خارجی یعنی با فروش منابع زیرزمینی و دریافت کمک از بیگانگان بدست می آورد و نمونه بارز آن درآمد شیوخ منطقه از نفت و گاز می باشد.بنا به تعریف لوسیانی و ببلاوی دولت رانتیر دولتی است که ۴۲ درصد یا بیشتر ار کل درآمد خود را از رانت خارجی حاصل از صدور یک یا چند ماده خام بدست آورد. بر این اساس رانت منشا خارج دارد و به هیچ وجه با فرایند های تولید داخلی ارتباطی ندارد. در نتیجه دولت رانتیر یا تحصیلدار نه تنها انحصار دریافت رانت را داراست بلکه هزینه کردن آن را نیز در اختیار خود دارد. بهمین خاطر به یک موسسه توزیع درآمد های حاصل از مواهب الهی تبدیل می شود که اصلی ترین نهاد سرمایه گذاری و اشتغال زایی در کشور محسوب می گردد. درنتیجه و بدلیل آنکه بخش خصوصی وجود ندارد ویا وابستگی کامل به دولت دارد حکومت بحرین از اخراج کارمندان بعنوان عامل بازدارنده و دولت کویت از افزایش درآمد ها بعنوان حق السکوت استفاده می کنند.

استقلال دولت رانتیر رابطه مستقیمی با ماهیت خودکامگی آنها دارد. به عبارت دیگر بی نیازی اقتصادی و درآمد مستقل دولت از جامعه علت غیردموکراتیک بودن آنهاست. بر خلاف دولت های اروپای غربی که در آنها مالیات مالیات دهندگان منبع اصلی درآمد دولت است و عدم پرداخت آن توسط مردم ابزار فشار بر روی دولت محسوب می شود و آن را کاملا به مردم وابسته می نماید دولت های عربی منطقه نه تنها به مردم خود وابستگی ندارند بلکه می توانند با استفاده از حقوق نفتی که به صورت اعانه و بجای سرمایه گذاری و تامین آتیه به مردم می پردازند رفتار سیاسی آنها را نیز کنترل کنند.

از نظر لوسیانی دولت رانتیر مشارکت سیاسی و جناح گرایی را در صورتی مجاز می شمارد که دموکراسی و تحقق حقوق مدنی و آزادی های سیاسی مشکل مهمی برای اجرای سیاست های رانت گونه آنها نباشد و حتی اگر مجلسی وجود داشته باشد که نمایندگان آن توسط مردم انتخاب شوند کاندیداهای مورد نظر کسانی باشند که وفاداریشان به دولت اثبات شده باشد. و یا مثلا شکل خاصی از جناح گرایی ایجاد شود که در آن احزاب بر سر مسائل اساسی حکومتی که در دست دولت است متفق القول و موافق و حامی دولت باشند و اختلاف بر سرچگونگی رسیدن به اهداف باشد و نه تعیین آنها.

دولت تحصیلدار عموما دارای قدرت انحصاری و کنترلی است که توجهی به منافع جامعه نمی کند ولی در عین حال از طریق رانت های پرداختی درصدد جلب حمایت نخبگان و گروه های رقیب برای حفظ قدرت انحصاری خویش بر میآید و در نتیجه برخلاف اقتصاد تولیدی که ثروت محصول کار و تلاش است در اقتصاد رانتی ثروت ماحصل شانس تصادف روابط فامیلی و نزدیکی و ارتباط به منابع قدرت است. طبیعی است که در شرایط وجود امکانات کسب درآمد از طریق رانت استعدادهای جامعه به جای نوآوری و خلاقیت و فعالیت مولد به سوی کسب درآمدهای آسان فعالیت های منفی فرصت طلبی و دلالی جذب می شوند.

در نتیجه سیستم توزیع ثروت اینچنینی نوعی دولت رفاهی متمایز از دولت رفاه غربی بوجود میآید که اولویت های اصلی دولت برای تخصیص درآمد های رانتی را ارتباطات خانوادگی و حمایت از گروه های مورد نظر صاحبان قدرت تشکیل می دهند که این وضعیت باعث گسترش کمی بوروکراسی به منظور توجیه توزیع نامعقول ثروت ملی میگردد. هرچند که گسترش بوروکراسی  بعنوان وسیله ای برای اشتغال زایی می تواند در کوتاه مدت باعث مشروعیت طبقثه حاکم گردد ولی در بلند مدت نمی تواند حافظ روابط قانونی جامعه با دولت باشد و از جدایی فرهنگی و تعارض در خواسته ها و ارزش های مقبول مردم و دولت جلوگیری نماید و در نهایت ممکن است به رویارویی بین دولت و ملت منتهی شود.

در نتیجه استقلال اقتصادی دولت از جامعه فلسفه فعالیت آن نیزاصل عدم نمایندگی در مقابل عدم دریافت مالیات خواهد بود که دولت را از پاسخگویی به مردم بی نیاز می کند.

در نتیجه سیستم سلطانی و قبیله ایی بودن جوامع عربی همچنین استقلال کامل دولت از ملت حکومت از سیاست حمایت از بعضی قبایل و عدم حمایت از بعضی دیگر برای حفظ قدرت خود استفاده می کند. بعنوان مثال در یمن علی عبدالله صالح با تجهیز نظامی و حمایت های اقتصادی و اجتماعی فراوان از قبیله حاشد در جنوب انها را به جنگ با حوثی ها در شمال فرستاد. در نتیجه همین سیاست تقویت یکی و تضعیف دیگری نیروی رقیبی برای حاکمیت بوجود میآید و خود این نیرو درآینده درست مشابه همین قبیله حاشد در یمن موجب فروپاشی نظام قبلی را فراهم می کند. لیکن نظام جدید بخاطر همان ویژگی ها به حکومتی مشابه نظام قدیم تبدیل می شود و تنها شکل آن به نسبت شیوه بدست آوردن قدرت مثلا به پادشاهی جدید یا ریاست جمهوری مادام العمر موروثی تغییر می کند.

شاید دلیل اینکه از فروپاشی عثمانی تا زمان حاضر تمام کشورهای عربی خاورمیانه شاهد انواعی از کودتا و انقلاب و جنگهای متعدد بر سر قدرت بوده اند و هربار تنها نام و عنوان رژیم ها تغییر می کند نیز همین باشد. مثلا عراق در چند دهه گذشته شاهد چندین کودتای متفاوت بوده و ظاهر آن از پادشاهی به جمهوری تغییر کرده یا در عربستان پادشاهی جدید سلطنت قبلی را بر انداختهاما در هیچ یک ازموارد تفاوتی در ساختار قدرت بوجود نیامده است.

گرایش دولت های مستقل پاتریمونیالی به قدرت های خارجی برای بقای حاکمیت خود در پی فقدان پایگاه اجتماعی داخلی آنها را به حافظان منافع استکبار در منطقه تبدیل کرده که ابتدایی ترین محصول آن مسئله اسرائیل است که بیش از هرچیز دیگر برای امت گران آمده و آنها را برای بازیابی غرور و هویت اسلامی خود مجبور به انقلاب علیه دولتهای خودفروخته کرده است.